یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸ Sunday 26th of May 2019
ads
ads
ads
  2 ماه قبل     ایسنا

نویسنده سریال «لحظه گرگ و میش» یادآور شد: دوستان فراموش نکنند ما در این سریال تاریخ انقلاب نساختیم بلکه سعی کردیم، ظرفی پیدا کنیم و داستانی که مدنظرمان بود را از این راه پیش ببریم. همکاران دیگر هم باید پای در این عرصه بگذارند و از این نوع سریال‌ها بسازند و باب نقد اجتماعی را در تلویزیون باز کنند. منتقدان هم به دور از سیاسی‌کاری، نقدهای جناحی و بعضاً دشمنی‌های فردی اجازه دهند سریال‌ها در فضای منصفانه نقد شوند.


نویسنده سریال «لحظه گرگ و میش» یادآور شد: دوستان فراموش نکنند ما در این سریال تاریخ انقلاب نساختیم بلکه سعی کردیم، ظرفی پیدا کنیم و داستانی که مدنظرمان بود را از این راه پیش ببریم. همکاران دیگر هم باید پای در این عرصه بگذارند و از این نوع سریال ها بسازند و باب نقد اجتماعی را در تلویزیون باز کنند. منتقدان هم به دور از سیاسی کاری، نقدهای جناحی و بعضاً دشمنی های فردی اجازه دهند سریال ها در فضای منصفانه نقد شوند.

مونا انوری زاده که پیش از این در دو تله فیلم «پیش خواهد آمد» و «جایی برای بودن» (به کارگردانی بهروز شعیبی) و در تله فیلم «یک اسم» با بیژن میرباقری همکاری داشته و همچنین طراحی سریال «ستایش» و نویسندگی برخی اپیزودهای سریال «همه بچه های من» را برعهده داشته، سریال «لحظه گرگ و میش» که از شبکه سه سیما به روی آنتن می رود را نویسندگی کرده است.

این فیلمنامه نویس با حضور در محل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) و در گفت وگویی با خبرنگاران این خبرگزاری، درباره طرح اولیه سریال «لحظه گرگ و میش» که نام اولیه آن «سوگند» بود، گفت: طرح این سریال از سال ۹۰ یا ۹۱ در ذهن من شکل گرفت و هیچگونه سفارشی از طرف تلویزیون در این راستا وجود نداشت. من در گذشته خاطره ای شنیدم که درباره یک نامادری و دختر خوانده او بود. دختر خوانده پس از سال های درازی در خانه نامادری را می زند و می گوید تو من را بزرگ کردی و مادرم هستی، باید در خانه ات را باز کنی و من را بپذیری. من این داستان را در همین حد شنیدم و قبل و بعد این داستان را نمی دانم اما این جمله من را جذب کرد و به این نتیجه رساند که این دیالوگ می تواند قصه ای جذاب در پس خود داشته باشد و رابطه بین نامادری و دختر خوانده و اتفاقات بین آن ها را به تصویر بکشد. او بیان کرد: در نهایت سال ۹۱ به طرح «لحظه گرگ و میش» رسیدم و آن را به سیما فیلم ارائه دادم. این طرح دو سالی دچار سرگردانی بود و در این مدت در تلویزیون هم جابه جایی مدیریتی داشتیم و تا سال ۹۳ این سرگردانی ادامه پیدا کرد. سپس طرح چند بار بازنویسی شد و در نهایت سال ۹۳ طرح در شورایی مطرح شد که آقای اسعدیان عضو آن بودند، ایشان در آن جلسه مدافع جدی طرح بودند زیرا احساس می کردند طرح پتانسیل خوبی برای ساخت سریال دارد. آقای تخشید که آن زمان در سیما فیلم مسؤولیت داشتند به آقای اسعدیان پیشنهاد دادند که به عنوان مشاور در کنار بنده حضور داشته باشد تا فیلمنامه به سرانجام برسد. اوایل سال ۹۴ با آقای اسعدیان شروع به گپ و گفت درباره متن کردیم و در نهایت مدیران سازمان پیشنهاد دادند تا خود آقای اسعدیان سریال را بسازد. ایشان هم قبول کردند و گفتند اگر فیلمنامه خروجی دلخواه داشته باشد، کارگردانی سریال را برعهده خواهند گرفت. نویسنده سریال «لحظه گرگ و میش» گفت: این فیلمنامه بارها بازنویسی شد و بازنویسی با تعامل بین من و آقای اسعدیان اتفاق افتاد. یک بار ۳۳ قسمت از فیلم نامه را نوشتیم اما طبق گفت و گوهایی که داشتیم به این نتیجه رسیدیم که دوست داریم کار بهتری انجام دهیم؛ بنابراین دوباره از قسمت اول شروع به نوشتن کردیم که در مورد فیلمنامه سریال، اصلاً روند ساده ای نیست که ۳۳ قسمت را از اول بنویسید. در نهایت متن ها به سریال فعلی منجر شد و من تا شهریور سال ۹۷ مشغول نوشتن و بازنویسی در حین تولید بودم.

فمینیست نیستم اما نگاه زنانه را در کارم قبول دارم

ادامه خبر :