پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸ Thursday 18th of April 2019
ads
ads
ads
  2 روز قبل     ایرنا

تهران-ایرنا- بحران سیل اخیر در بخش های وسیعی از ایران و خسارات گسترده آن، بار دیگر «روح جمعی» جامعه را برانگیخت و اعضای جامعه ایرانی نشان دادند که «از یک پیکرند».


به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، دست به دست شدن تصویر مردانی که شانه به شانه هم، در سیلاب فرو رفته اند و تلاش دارند تا با دستانی خالی از هجوم سیلاب ویرانگر به مزارع خود جلوگیری نمایند، کودکانی که با دستان کوچک خود در تلاشند تا مشتی خاک به گونی ها اضافه کنند و زنانی که با تمام توان در حال زدودن گل و لای از خانه ها خود هستند، به چشمان همه آشنا شده اند. امروز و در میانه یکی از سخترین بحران های طبیعی ایران در دهه های اخیر، شهروندان ایرانی بیش از هر زمان دیگری و همچون روزهای دفاع مقدس، در حال تبدیل شدن به یک «جامعه»، یک «ما» جمعی هستند. سرمایه ای که باید از آن پاسداری کرد و دریافت که تنها «حضور گسترده و با تمام وجود مردم» می تواند باعث شود تا کشتی ایران از طوفان حوادث، به سلامت عبور کند. ** روحی که بیدار شد صد سال پیش بود که جامعه شناس فرانسوی، «امیل دورکیم» به بحث درباره نقش بحران ها و تنش ها در افزایش «همبستگی اجتماعی» سخن گفت. دورکیم معتقد بود که بحران هایی همچون جنگ باعث می شوند تا اعضای یک جامعه احساس کنند با مشکلات و مسائلی مشابه روبرو هستند که حیات جمعی آنان را مورد تهدید قرار می دهد. اعضای یک جامعه در زمان بحران در می یابند که تنها با کمک یکدیگر قادر به مقابله با بحران مذکور هستند و هدف و آرمان مشابه آنان، می تواند سیمانی شود برای بهم چسباندن شهروندان به یکدیگر برای حفظ حیات یک جامعه. دورکیم در کتاب مشهور خود با عنوان «تقسیم کار اجتماعی» می نویسد: «مجموعه اعتقادها و احساسات مشترک در میانگین افراد یک جامعه واحد دستگاه معینی را تشکیل می دهد که حیات خاص خود را دارد؛ این دستگاه را می توان «وجدان جمعی» یا «وجدان عمومی» دانست». وی در همین اثر می افزاید: «افراد می گذرند؛ اما وجدان جمعی باقی می ماند. وجدان جمعی شمال و جنوب نمی شناسد، در شهرهای بزرگ و شهرهای کوچک همان است و حرفه های متفاوت فرقی نمی کند. وجدان جمعی در ضمن با عوض شدن هر نسب تغییر نمی کند، بلکه برعکس، عامل پیوند دادن نسل های پیاپی با یکدیگر است». او تاکید می کند: «وجدان جمعی در حکم روح نوعی جامعه است». از همین رو است که می توان گفت سیل فروردین امسال، روح جمعی ایرانیان را بار دیگر بیدار کرد. روحی که نه قوم و قبیله می شناخت و نه خود را محدود به رنگ و نژاد و زبان کرد. ایرانیان، فارغ از شمالی بودن یا جنوبی بودن، به یاری یکدیگر به نبرد با سیل ویرانگر پرداختند و دستان این روح جمعی بود که قدم به قدم با بستن سیل بندها و کندن آبراه ها، تلاش کرد تا جامعه ایرانی را از خطر حفظ کند. روحی جمعی ایرانیان، همواره روحی «امدادگرم و «یاری دهنده» بوده و است در طول تاریخ «بنی آدم اعضای یکدیگرند» شعار جمعی این روح همبسته بوده است. وجدان جمعی ایرانیان با دیدن تصاویر سیل ویرانگر برانگیخته شد و ایرانیان از سرتاسر این کشور، به یاری یکدیگر برخاستند. ** یاری رسانی ایرانیان در سیل دورکیم در بخش دیگری از نظریاتش می افزاید که اتفاقات می توانند روح جمعی یک جامعه را برآشفته کنند؛ «ضربه به همگان وارد شده و در نتیجه همگان آماده دفاع می شوند» و «احساسات همانند به هم می گرایند و هر قدر شدیدتر باشند، گرایششان به هم بیشتر است». از همین رو بوده است که ایرانیان تا این اندازه با یکدیگر وحدت و همدلی پیدا کردند و به یاری یکدیگر برخاسته اند. در زمان اوج روزهای بارانی سال نو، کارشناسان سخن از «بی سابقه بودن شدت بارش ها» در «صد سال گذشته» خبر دادند و گفتند سیل فروردین 98 سراسر کشور را با مخاطره روبرو کرد. از همین رو بود که وجدان جمعی ایرانی در برابر ضربه این سیل برخاست و بی سابقه ترین کمک مالی توسط ایرانیان شکل گرفت. به گفته رییس هلال احمر ایران تا روز 24 فروردین، ایرانیان دست کم 100 میلیارد تومان کمک نقدی به هموطنان سیل زده خود از طریق هلال احمر، کمک نقدی اهدا کرده اند و صد البته میلیون ها تومان کمک نقدی و غیرنقدی دیگر نیز توسط ایرانیان با تکیه بر روش های دیگر به نیازمندان ارائه شده است. ** آن زمان که روح جمعی ما برانگیخت بنا به نظر دورکیم، به هنگامی که یک بحران، وجدان جمعی را می آزارد، این وجدان ها باید به یکدیگر دلداری دهند و «به هم ثابت کنند که هنوز از وحدت برخوردارند و تنها وسیله اثبات این مطلب نیز واکنش مشترک است». او اشاره می کند که «چون ضربه بر وجدان عمومی وارد شده است، مقاومت هم باید از همان جا سرچشمه بگیرد؛ یعنی که مقاومت باید جمعی باشد». سیل فروردین 98 اما چگونه بر پیکره روح جمعی ایرانیان ضربه وارد کرد؟ ضربه اول زمانی رخ داد که ایرانیان در نخستین روزهای نوروز، با تصاویر سیل آق قلا و گمیشان مواجه شدند. روزهای نوروزی زمانی است که ایرانیان به دنبال شادی و نشاط هستند؛ اما دیدند که هم وطن انها در گمیشان و آق قلا با سیل محاصره شده اند. ضربه بعدی اما با دیدن تصاویر سیل شیراز پیش آمد. ایرانیان همچون حادثه پلاسکو، با تصاویر هولناکی روبرو شدند که در آن شهروندان بی دفاع در برابر سیل، غافلگیر شده و شهر شیراز که نماد شادکامی بهاری در اذهان ایرانیان بود، در یک لحظه با سیلاب خروشان به تمامی تهدید شد. از همین زمان بود که روح جمعی ایران بطور کامل برانگیخت. شهروندان شیرازی با تمام توان به کمک حادثه دیدگان بلند شدند و تلاش های جمعی که تا چند روز قبل در گلستان متمرکز شده بود، به سمت استان فارس نیز گسیل شد. سیل لرستان و خوزستان ضربه نهایی را وارد کرد اما سیل خروشان مردمی برای کمک رسانی به پا خاست. در همین زمان بود که نبرد بر سر خوزستان، خاطره جمعی روزهای دفاع مقدس را در ذهن ایرانیان برجسته کرد و تصاویر کیسه های شن و لودرهایی که خاکریز می ساختند، در ذهن ایرانیان، معنای «سنگر» را یادآورد کرد. ** روزی که دوستان و دشمنان را شناختیم سیل فروردین 98 بار دیگر به ایرانیان نشان داد که چه کسانی دوستند و چه کسانی دشمن. اسناد رسمی نشان دادند که دولت آمریکا به رغم تمامی ادعاها، مانع رساندن هرگونه کمک مالی به ایرانیان شده است و حتی یک دلار نیز به حساب هلال احمر ایران واریز نشده است. تنها کمک های محدود چند کشور اروپایی و چند کشور منطقه وارد کشور شد و جامعه ایران به چشم خود بار دیگر شاهد بی اعتنایی «جامعه جهانی» به جامعه ایرانی شدند. ایرانیان دریافتند که همچون روزهای سخت جنگ «تنها» هستند و نمی توانند از «بیگانگان» انتظار یاری و مساعدت داشته باشند. ایرانیان در سیل اخیر بار دیگر فهمیدند که رنگ، سن، نژاد، مذهب، زبان، جنسیت یا قومیت، در حمایت شهروندان از یکدیگر به هیچ وجه اثرگذار نیست و در لحظه خطر، ایرانیان یک دل و یک صدا همچون اعضای یک پیکر، به دفاع از حیات و زندگی یکدیگر برخواهند خاست و در درجه اول می توان گفت این ایرانیان هستند که اولین دوستان ایرانیانند. پژوهشم**ب-ا**1552

فرهنگي

سيلاب 98

جامعه ايراني

ارتباط با سردبیر newsroom@irna.ir

تماس بی واسطه با مسئولین

ادامه خبر :