دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸ Monday 27th of May 2019
ads
ads
ads
  2 هفته قبل     برترین ها

روزنامه اطلاعات نوشت: وقتی ناگهان یک ترانه در اوج ابتذال ـ چه محتوا و چه ساخت ـ در صدر سوژه اخبار قرار می‌گیرد، قطعاً نیازمند کالبدشکافی و تحلیل محتوایی‌است؛ خارج از هرگونه سوگیری عصبیت‌آلود.


روزنامه اطلاعات نوشت: وقتی ناگهان یک ترانه در اوج ابتذال ـ چه محتوا و چه ساخت ـ در صدر سوژه اخبار قرار می گیرد، قطعاً نیازمند کالبدشکافی و تحلیل محتوایی است؛ خارج از هرگونه سوگیری عصبیت آلود.

اولاً، چرا بی بی سی و اقمار غبارآلودش، این کلیپ ها را در صدر اخبار خود می نشانند و ناگهان از کوبیدن بر طبل جنگ روانیِ «ترامپ ساخته» غافل می شوند و به پایکوبی با این آهنگ می پردازند، خود سؤالی است عمیق؛ که البته پاسخش دشوار نیست. مگس صفتی این رسانه ها طبیعتی جز این را اقتضا نمی کند. پس پرداختن به رذالت های این بنگاه ها مسأله اصلی ما در این ماجرا نیست. مسأله، ریشه ای فرهنگی دارد و فرهنگ، زبان و اقدام خاص خود را می طلبد.

ثانیا، اگر چند شب صبر کنیم، خواهیم دید، همان بچه های پای کوب ودست افشان در آن کلیپ ها- اگر همگی نه، اکثرشان- در مراسم پیش روی این ایام، یعنی شب های قدر در کنار والدین و یا معلمان و یا دوستانشان ظاهر خواهند شد و اتفاقا از صمیم قلب و عمق اعتقاد و عاطفه قرآن بر سر خواهند نهاد.

اگر کسانی بخواهند فیلسوفانه و مصلحانه، دست به کمر بزنند و آه و اوه کنند و بگویند: «آن جنتلمن خوانی تان چه بود و این قرآن سرگرفتنتان چیست!؟»، بازهم فقط به بازخوانی مشکل پرداخته اند و سعی و تلاشی برای درمان درد نکرده اند.

همیشه هرچیز نیکو نیست و همیشه کار بد، بد است. اما کار بد در شعاع کار خوب و استمرارِ «خوبی» رنگ می بازد، و این رنگ باختن، کار فرهنگی می طلبد و نه اقدام ضربتی. اقدام ضربتی را نایب رئیس محترم مجلس توصیه کردند: لغو ابلاغ چند مدیر و چنین و چنان! بسیار خوب! لغو تحصیل محصلان را از کدام ابلاغ دربیاوریم!؟

برخی ساده لوحانه و آسان گیرانه گفتند: «بچه های ما شادی می خواهند». بسیار خوب! اکنون از کجای این فتوا، جواز شادی مبتذل با کلمات اروتیک بر می آید؟ آن هم ساخته و پرداخته حنجره ای که جز در هنجارشکنی وسخیف گویی هویتی برای خود نمی یابد؟

در عین حال همچنان مسأله باقی است: چرا نوجوان و جوانی که در شب های آینده در نجوای شب زنده داری و احیا زیر جلد قرآن زار می زند، پلاکارد به دست در قلب پایتخت، یعنی جلوی مجلس، درخواست رأفت نظام را می کند برای بخشش و بازگشت سخیف خوان و حنجره دریده ای، که یک بار مصلحتی توبه کرد و خیلی زود دوباره بر طبیعت خود تنید؛ و جز این بودی عجب بودی!

آشفتگی هویت، یعنی در کشاکش جنتلمن خوانی و شب زنده داریِ قدر و در تناقضِ حمایت از یک زیرزمینی فراری و حضور در مسجد و هیأت محله، هنوز قادر به تشخیص سره از ناسره و توزین درست قدرت ها و کشش ها نیست.

داستان «آقای جنتلمن» موقتاً خاموش شد، اما احتمالات آینده از این دست، دوباره می تواند از زیر خاکستر شعله برکشد.

نوجوان وجوان شادی طلب ایرانی امروز در چنبره دهها کشش بیرونی و درونی است.

ادامه خبر :